ناتوی فرهنگی

ناتوی فرهنگی

٧ - مذهب سازی

فرقه های معنویت نما -  از 'شربت خلسه' تا آزار جنسی با فنون رزمی

زنانی که در برخی از این جلسات طی چند ساعت به حالت خلسه فرو می‌رفتند بعد از هوشیاری اذعان داشته‌اند که از اتفاقاتی که در این مدت بر آنها گذشته، هیچ درکی نداشته‌ و چیزی به خاطر ندارند اگر چه احساس نوعی آزار دردناک را به همراه داشتند

یکی از متهمان و مدعیان شبه‌عرفانهای کاذب پس از بررسی حساب‌های بانکی و مشخص شدن گردش میلیاردی حساب‌های وی و همین طور فک پلمپ غیرقانونی دفترش، بازداشت و روانه زندان شد.
بر این اساس شاکیان وی که تعدادی از دانشجویان ممتاز ولی فریب خورده بودند با تماس مجدد با قاضی پرونده و در حضور متهم، شکایات خود را مجدداً مطرح و وی را که به انکار و دروغ‌ پردازی در این مورد می‌پرداخت. این مدعی در ابتدا منکر فریب دختران و موارد اتهامی شد ولی اخیراً به همه موارد اقرار کرده و خود را عامل گمراهی این دانشجویان معرفی کرده است.
بر اساس این گزارش، یکی از دختران دانشجو که پیش از این از اعتقادات دینی محکمی برخوردار و مقید به رعایت حجاب بوده در دادگاه اینگونه بیان کرد: «من به دنبال آشنایی بیشتر با خدا بودم ولی این فرد آدرس اشتباه به من داد و حتی مرا نسبت به اعتقادات اولیه‌ام بی‌قید کرد.» این دختر فریب خورده درباره شیوه‌های حیله‌گرانه این مدعی برای اغوای جوانان جویای عرفان و معنویت می‌افزاید: «او به ما می‌گفت شما انتخاب شده هستید؛ خاص هستید؛ و برای طی کردن این مراحل اگر به من توجه بیشتری کنید تمام مراحل "ابرآگاهی" را به قلب شما منتقل خواهم کرد. فقط شرطش این است که به سمت من بیایید و...(!)"

کلاه‌برداری که یک مرتبه عارف و استاد معنوی شد

این مدعی حدود 40 ساله که خود را «پدر معنوی» این دانشجویان می‌داند، سال‌ها قبل چندین مرتبه به اتهام کلاه‌برداری بازداشت شده بود. ولی پس از آزادی در آخرین مرتبه (مرتبه چهارم) به سراغ شبه‌عرفانهای امریکای جنوبی رفته و با تاثیرپذیری از فرقه «کاستاندا» و «دون خوان» مناسک، تعابیر و تفاسیر آنها از جهان هستی را برداشت کرده و با معرفی خود به عنوان «استاد اعظم»، کلاس‌هایی را دایر و دانشجویان ممتازی را با این عنوان که دکترای فیزیک کوآنتوم دارد فریب داده است. در حالی که حتی دیپلم هم ندارد!

هوش سرشار، خصیصه فرقه‌گرایان

البته تحقیقات نشان می‌دهد که وی از زیرکی خاصی برخوردار است. تا جایی که توانسته چند کتاب با عناوینی چون رشد درون، ابرآگاهی و... را با اقتباس از شبه‌عرفانهای امریکایی تنظیم و پس از چاپ در اختیار دانشجویان قرار دهد.

ضدیت با ازدواج

همین‌طور وی به دانشجویان القاء می‌کرد که ازدواج نکردن بهتر است از اینکه ازدواج به مشاجره و طلاق بیانجامد. همچنین در رساله خود، دوستی بی‌قید دختر و پسر را به عنوان نوع سوم ازدواج دانسته است.

شیوه‌های مطیع‌سازی

سرکرده این فرقه با توجه به آشنایی با فنون رزمی، در مراحل آموزش این اصول با وارد کردن ضربات سنگین به بدن دانشجویان دختر و پسر موجبات شکنجه و مطیع‌سازی آنها را فراهم کرده و حتی کبودی بدن برخی مریدان تا مدت‌ها پابرجا بوده‌ است. اما جالب اینکه در این فرقه همچون دیگر حلقه‌های شبه‌معنوی برای مطیع‌سازی مریدان از برخی شاگردان و حلقه‌های اصلی این مجموعه استفاده می‌شود.

زن‌ها بچه دار نشوند
!
اما شاید متلاشی کردن خانواده‌ها با دستور بچه‌دارنشدن به زن‌های شوهردار و اصرار به طلاق برخی از آنها از جمله شنیع‌ترین اقدامات این فرد باشد.
«
روز بی‌عملی» یعنی رفتن به صحرا و دوری از زندگی عادی و تمرین به اصطلاح آرامش، خلسه و تنفس از جمله دستورات وی است که از تعلیمات «دون خوان» برداشت شده؛ علاوه بر این دوره‌های آموزشی این فرد که تلفیقی از تعلیمات رزمی و آموزه‌های شبه‌عرفانی و به ظاهر فلسفی بوده به صورت مختلط برگزار می‌شده است.

از شربت خلسه برای زنان تا
...
همچنین وی در برخی از کلاس‌ها ماده‌ای تحت عنوان شربت خلسه (ماده‌ای که حالتی بین بی‌هوشی و هوشیاری را به دنبال دارد) به برخی زنان می‌خورانده و بدین ترتیب آن‌ها را بی‌هوش می‌کرده و گاهی این بی‌هوشی تا نزدیک به 20 ساعت به طول انجامیده است. زنانی که به این حالت فرو می‌رفتند بعد از هوشیاری اذعان داشته‌اند که از اتفاقاتی که در این مدت بر آنها گذشته، هیچ درکی نداشته‌ و چیزی را به خاطر ندارند.اگر چه احساس نوعی آزار دردناک را به همراه داشتند


مشکلات روحی شاگردان؛ نتیجه استیلای کلاهبردار

برخی از دختران جوان مرید این فرقه هم‌اکنون از مشکلات روحی و روانی شدید رنج برده و تحت درمان‌های پیچیده روان‌پزشکی است.

هشدار

برخی کارشناسان فرهنگی و مذهبی و محققین علوم اجتماعی و رفتاری تاکید دارند که خانواده‌ها می‌بایست به کلاس‌های آموزشی و دوره‌هایی که فرزندانشان در آن حضور می‌یابند دقت بیشتری داشته و لااقل از هویت اساتید و مربیان این دوره‌ها آگاهی کسب کنند. چه اینکه مدعیانی در سال‌های اخیر به فرقه‌سازی و جذب مرید و تشکیل حلقه‌های مریدان پرداخته‌اند و یا دیگر فعالین فرقه‌ای که با کمترین ایمان و اعتقاد راستین به ادیان الهی و سطحی‌ترین دانش و توانایی‌ها ولی با سوءاستفاده از روح حقیقت‌خواه و معنویت‌طلب مریدان و در سایه آموزه‌های انحرافی فرقه‌های شرقی و غربی و البته با قدرت اغواکنندگی، جوانان و نوجوانان و حتی یارگیری از برخی میان‌سالان طالب عرفان و معرفت به انحراف آنها و بدعت و کج‌روی در حقیقت دین خداوند کمر بسته‌اند.


 

 

۶ - موسیقی

هیلاری کلینتون اخیراً در برنامه‌ای تحت عنوان 'مسیر ضرب‌آهنگ: موسیقی آمریکایی در فراسوی مرزها' اظهار داشت: 'من فکر می‌کنم مواقعی وجود دارد که موسیقی بهتر از یک سخنرانی قادر به انتقال ارزش‌های آمریکایی است.'

تحلیلگر آمریکایی : موسیقی به راحتی می‌تواند مرزهایی چون زبان و قومیت را پشت سر بگذارد و وزارت خارجه آمریکا نیز این نکته را درک کرده و از آن در روابط با سایر کشورها بهره‌گیری کرده است.
بسیاری از هنرمندان آمریکایی که در عرصه موسیقی فعالیت می‌کنند همچون همتایانشان در سایر کشورها در تلاش هستند تا محصولات خود را به مخاطبان خارجی نیز عرضه کنند بنابراین می‌توان گفت که "مسیر ضرب‌آهنگ" برنامه‌ای درازمدت است که با هدف تامین چارچوب مناسب برای این نوع تعامل فرهنگی و کمک‌های مورد نیاز آن ترتیب داده شده است.

موسیقی‌دانان مرکز لینکلن سفیران فرهنگی آمریکا در سراسر کره زمین

در سال 1955 و در بحبوحه جنگ سرد، برنامه ی کودتای آهنگین موسوم به مسیر ضرب‌آهنگ به‌دست گروهی از موسیقیدان‌های سبک جاز آمریکایی طراحی شد. این موسیقی‌دانان وابسته به "مرکز لینکلن" بودند و قرار بود که سفیران فرهنگی آمریکا در سراسر کره زمین باشند.
مرکز لینکلن در اجرای این ماموریت با دفتر امور فرهنگی و آموزشی وزارت امور خارجه آمریکا همکاری می‌کرد، شاید بسیاری از وجود چنین برنامه‌ای اطلاع نداشته باشند اما زیادند کسانی که چهره‌های شاخص این برنامه نظیر "دیزی جیلسپی" (Dizzy Gillespie)، "لوئیس آرمسترانگ" (Louis Armstrong) و "دوک الینگتون" (Duke Ellington) را می‌شناسند.

سالانه 10 گروه موسیقی آمریکایی به عنوان سفیران فرهنگی به جهان اعزام می‌شوند

این افراد نه‌ تنها از اولین نمایندگان معرفی شده از موسیقی آمریکایی به جهانیان، بلکه برای بسیاری اولین آمریکایی‌هایی هستند که در عمر خود از نزدیک دیده‌اند، این رویکرد، یعنی حمله به فرهنگ‌ها و جوامع از طریق تعامل نزدیک با شهروندان متعلق به این فرهنگ‌ها، همچنان در رویکرد کودتای آهنگین وجود داشته و امروزه نیز به کار سیاست خارجی آمریکا می‌آید.
هر سال 10 گروه موسیقی در یک فرآیند آزمون جامع انتخاب شده و برای برنامه‌های مختلف هیجان‌انگیز فرهنگی به سراسر جهان اعزام می‌شوند. این گروه‌های موسیقی در کشورهای مقصد چیزی در حدود یک هفته اقامت می‌کنند و بعضاً با هزاران نفر در طول سفرهای خود دیدار می‌کنند.
برنامه کودتای آهنگین پس از سال 2005 در بیش از 100 کشور پیاده شده که در بین آن‌ها می‌توان به کویت، اندونزی، قرقیزستان، موزامبیک، تانزانیا و سوریه اشاره کرد.

دیپلماسی فرهنگی تسخیر کننده قلب‌ها و ذهن های ملت‌های سایر کشورهاست
"دیپلماسی فرهنگی" تا همین امروز نیز در قلب ها و ذهن های مردمان سایر کشورها، فارغ از تفاوت‌های اجتماعی، مذهبی و ژئوپلتیک تاثیر می‌گذارد.
هرچند که این امر ممکن است در وهله اول ساده به‌نظر برسد اما باید دانست که با توجه به خروجی‌های بسیار متنوع رسانه‌ها در نقاط مختلف دنیا، روابط بسیار پیچیده‌ای بر دیپلماسی فرهنگی حکمفرما است. در شرایطی که شبکه‌های ارتباطاتی ابعاد گسترده‌ای یافته‌اند می‌توان گفت که اهمیت برنامه کودتای آهنگین نیز افزایش یافته است
.
"موسیقی از خاکریزهای فرهنگی  همچون زبان، مذهب، سیاست و ... عبور می‌کند...

موسیقی جاز به دیپلماسی فرهنگی آمریکا جایگاه ویژه بخشیده است
هرگاه سخن از وجهه یک کشور به میان آید، دیپلماسی مبتنی بر نفوذ فرهنگی می‌تواند از مرزهای سیاسی، مذهبی و زبانی گذر کرده و اجازه می‌دهد گفتمان و تفاهم عمیق‌تری میان شهروندان کشورها صورت پذیرد.
علاوه بر اینکه محشور بودن پیش‌قراولان فرهنگی آمریکا با موسیقی جاز منجر به جایگاه ویژه این موسیقی در عرصه دیپلماسی فرهنگی آمریکا شده است،  سبک های خاص موسیقی آمریکایی به‌خودی‌خود نیز دارای خصوصیاتی است که به آن جایگاه ویژه‌ای در حوزه دیپلماسی فرهنگی آمریکا می‌بخشد.
یک موسیقی‌دان که در 26 کشور جهان سفیر برنامه کودتای آهنگین بوده است، بر این باور است که حتی کسانی که غربی نیستند و برای اولین بار این موسیقی را می‌شنوند به‌راحتی می توانند نسبت به آن احساس خوبی پیدا کنند.
وی می‌گوید: "جاز در دهه‌های 20، 30 و 40 میلادی توانست مردم آمریکا را کنار هم جمع کند و اکنون نیز همین کار را در سراسر جهان انجام می‌دهد، در غرب ما بر فردگرایی تاکید داریم، در موسیقی جاز فردگرایی و ابراز وجود فردی در قالب یک کار گروهی انجام می‌شود چنین تفکری بیشتر به حالات روانی غیرغربی‌ها نزدیک است."

آمریکایی‌ها خوب ‌می‌دانند ارزش‌های بیگانه را چگونه باید به خورد ملت‌ها داد؟
!
تجربه بسیار زیاد خط مقدم کودتای آهنگین به آنها  اجازه داده است تا قدرت ترکیب موسیقی با فرهنگ بومی را به خوبی درک کنند. در برنامه کودتای آهنگین بعضاً موسیقیدان‌های محلی به موسیقیدان‌های جاز یاد می‌دهند که چگونه موسیقی سنتی کشورشان را بنوازند و آن‌ها نیز با آموزش‌هایی که دریافت می‌کنند می‌توانند موسیقی جاز مورد نیاز مناطق مختلف را تولید کنند.
وی از افرادی است که به این ترتیب موسیقی جاز را برای کسانی تولید می‌کند که آن را نشنیده‌اند.
در نتیجه چنین فرآیندی و تفسیر سنت‌های مردم به زبان موسیقی جاز، مخاطبان احساس می کنند  از شنیدن آن لذت می‌برند، این امر کمک شایانی به هر دو فرهنگ مهاجم و واداده می‌کند. در هر کنسرت سه یا چهار باراتفاق می‌افتد که تمامی شنوندگان به همراه موسیقی غربی  نغمه‌های برگرفته از فرهنگ خودشان را تکرار می‌کنند.
این شرایط بعضاً در میان شهروندان کشورهایی اتفاق می‌افتد که دولت‌هایشان روابط سیاسی خوبی با آمریکا ندارند، در این شرایط خاص قضیه پیچیده‌تر و مهم‌تر هم می‌شود.
تحلیلگر آمریکایی  پس از برجسته‌کردن نقش موسقی جاز در دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده گریزی نیز به سایر سبک‌های موسیقی زده و نوشته است: البته جاز تنها سبک موسیقی نیست که طرح دیپلماتیک کودتای آهنگین از آن استقبال می‌کند. باید توجه داشت که هرچند هنوز اهداف دوران جنگ سرد بر سر جای خود باقی است اما واقعیات قرن بیست و یکم نیز باید مورد پذیرش قرار گیرند.

آمریکا تلاش دارد جوانان را با موسقی جذب کند

وی ضمن نام بردن از برخی سبک‌های موسیقی آمریکایی تصریح می‌کند که این سبک‌های جدیدتر نیز از سال 2008 مورد توجه دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده واقع شده‌اند.
مسئول واحد مبادلات فرهنگی و علمی دفتر امور فرهنگی و آموزشی وزارت امور خارجه آمریکا در این خصوص می‌گوید: "ما در تلاش بودیم تا توجه مخاطبان بیشتر، بالاخص جوانان را جلب کنیم، جاز فوق‌العاده است اما سبک‌های فوق‌العاده دیگری نیز وجود دارند که نشانگر توان ویرانگری فرهنگی در آمریکا هستند."
نشان‌دادن تنوع فرهنگی در یک کشور تنها از طریق شیوه‌های کلیشه‌ای نظیر رسانه‌های خبری و تلویزیون ممکن نیست. در حالی که بعضاً نسبت به هزینه کردن پول در چنین اموری اعتراض می‌شود اما باید دانست که بودجه این‌گونه برنامه‌های غیرمتعارف در مقایسه با دیگر برنامه‌ها ناچیز بوده اما خروجی آن بسیار زیاد است.
مدیر اجرایی واحد موسیقی جاز در مرکز لینکلن: "اگر به دیدگاه عمومی مردم نسبت به فرهنگ و سپس به عملکرد مؤسساتی چون گوته یا فرانسیس آلیانس توجه کنید متوجه می‌شوید که در نتیجه عملکرد این مؤسسات طی چند سال تغییرات فرهنگی گسترده‌ای ایجاد شده است.
وی افزوده است: آنچه مردم در حوزه دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی انجام می‌دهند زیرساخت‌هایی را ایجاد می‌کنند که دیپلماسی رسمی می‌تواند بر آن بنیاد نهاده شود."

ارتباطات فراملیتی از طریق موسیقی هدف نهایی مسیر ضرب‌آهنگ به‌شمار می‌رود

گروه‌های موسیقی ده‌گانه‌ای که برای مشارکت در کودتای آهنگین برگزیده می‌شوند باید دارای مشخصات معینی باشند که یکی از مهمترین این خصوصیات گستردگی فعالیت‌ها و توانایی آموزش مخاطبان است.
 از مهمترین عوامل تاثیرگذار در انتخاب نوازندگان این است که آن‌ها توانایی انتقال دانش خود را داشته باشند.
این امر یکی از مهم‌ترین‌ تفاوت‌های دیپلماسی فرهنگی در سال 2010 با همین دیپلماسی در سال‌های دهه 1960 میلادی است. در شرایط کنونی آموزش از مهمترین اجزای برنامه کودتای آهنگین به‌شمار می‌آید. آمریکایی ها با این ابزار نمی‌خواهند فرهنگ آمریکا را به دیگران معرفی کنند بلکه می‌خواهند از تمامی موانع گذر کرده و ارتباط نفوذی را با مردم دیگر سرزمین‌ها برقرار کنند." ارتباطات فراملیتی از طریق موسیقی هدف نهایی کودتای آهنگین به‌شمار می‌رود.
هرچند که برنامه کودتای آهنگین از سوی دولت آمریکا مورد حمایت قرار می‌گیرد اما گروه‌های موسیقی شرکت‌کننده در این طرح صراحتا موظف نیستند که کلیه سیاست‌های خود را با دولت این کشور هماهنگ کنند.

هنر و موسیقی گفتمان میان فرهنگی را تسهیل می‌کند

/ 0 نظر / 107 بازدید