اخلاق

نماز اول وقت

خیلی سال پیش ، ناگهان متوجه شدم که رفتارهای من عوض شده است .

خیلی بد رفتار شده بودم ، خیلی گناهانی که پیشتر از آنها دوری می کردم مرتکب می شدم - هم زبانی و هم غیر زبانی - و کلاً متوجه شدم از آن شخص ِ یکی دو ماه پیش ، بسیار فاصله گرفته ام . فکر می کنم آن روزها حاج آقا مجتبی ( آیت الله العظمی مجتبی تهرانی )  جلسه نداشت ؛ رفتم مسجد جامع چهلستون که ظهرها نماز می خواند . بعد از نماز به ایشان ماجرا را گفتم .

حاج آقا پرسید : شغلت را عوض کرده ای ؟ گفتم : نه . دیگر سؤال دوم را نپرسید .

گفت : نماز اول وقتت را ترک کرده ای . برو رعایت کن ، حل می شود .

ناگهان یادم آمد کلاس های کانون زبان که همیشه ساعت یک بعد از ظهر تشکیل می شود ، به علت تغییر ساعت رسمی کشور در دو نیمسال اول و دوم ، درست مصادف شده است با اذان و نماز ظهر و عصر و من نمازم را وقتی به محل کار می رسم ، با دو سه ساعتی تأخیر می خوانم .

همان طور که مسیر بازار تا محل کار  را رکاب می زدم ، به این فکر می کردم که چگونه حاجی مثل یک طبیب ، اول یک سؤال کرد و بعد بدون اینکه سؤال دیگری بکند ، درد را تشخیص داد و نسخه را پیچید

رهبر معظم انقلاب در درس خارج فقه

«اختبروا اخوانکم بخصلتین». اخوان، منظور مطلق معاشرین، على‌الظاهر نیست. یعنى آن کسانى که می‌خواهید به عنوان برادران خود و افرادى که با آن‌ها صداقت دارید، افراد نزدیک، کسانى را که به این عنوان می‌خواهید انتخاب کنید، این دو صفت را در آن‌ها حتماً ملاحظه کنید.

«فان کانتا فیهم»؛ اگر این دو صفت در آن‌ها بود، چه بهتر؛

«و الّا فاعزب ثم اعزب ثم اعزب». عَزَبَ یعنى فاصله‌گرفتن، از آن‌ها رو پوشاندن. [مثل] «لایعزب عنه مثقال ذرّة» (1) که در قرآن کریم هست. دورى کنید از آن‌ها. از آن‌ها رو بپوشانید و دورى کنید.
این دو صفت چیست؟

«محافظة على الصّلوات فى مواقیت‌ها». یکى این [که محافظ نماز باشند]. در مواقیت، لابد مراد مواقیت فضیلت است؛ و الّا مطلق مواقیت اگر مورد نظر باشد، ولو آخر وقت، اینکه خب، اگر کسى نکند این کار را «فاسق» است. می‌خواهند بفرمایند که اهل نماز در وقت خود باشد، یعنى وقت فضیلت.

مرحوم آقاى بهجت (رضوان‌الله علیه) ـ‌[که] مکرر این را از ایشان ما شنیدیم، هم خودمان شنیدیم، هم بالواسطه دیگران هم نقل کردند‌ـ می‌گفتند استادشان ـ‌على‌الظّاهر مرحوم آقاى قاضى مثلاً‌ـ به ایشان گفتند که اگر کسى نماز اول وقت را مراقبت بکند، من ضامنم براى نجات او، یا براى مثلاً رسیدن او به درجات بالا؛ یک همچین تعبیرى. بنده یک وقت از ایشان پرسیدم که لابد نماز خوب دیگر؟ گفتند: خب، بله؛ نماز درست و حسابىِ با توجه، در اول وقت. اگر این را کسى مراعات بکند، این خودش یک عاملى است که انسان را عروج می‌دهد و به مراتب بالاى توحیدى می‌رساند. یکى این.
«
و البرّ فى الاخوان فى العسر و الیسر». صفت دوم هم یک صفت اجتماعى است.

اوّلى صفت فردى بود، بینه و بین‌الله بود؛ این دومى بینه و بین‌النّاس است.

کسى باشد که صفتش این باشد، که به برادرانش نیکى می‌کند؛ هم در عسر، هم در یسر. حالا این عسر و یسر، چه عسر و یسر خود انسان، ولو در عسر هم باشد، سختى هم باشد، بالاخره کمک می‌کند؛ حالا تنگدستى دارد، مالى ندارد که کمک بکند، اما می‌تواند تسلا بدهد، با زبان کمک کند، با آبرو کمک کند؛ هم ممکن است مراد عسر و یسر خود این کمک کننده باشد، هم عسر و یسر آن کمک شونده باشد؛ چون بعضى‌ها هستند، به انسان حاضرند کمک کنند، وقتى که حال انسان خوب است؛ وقتى اقبال به سمت کسى هست، حاضرند به او کمک کنند؛ محبت می‌کنند، کمک می‌کنند؛ به مجرد اینکه اقبال از او رو برگرداند، این‌ها هم رو برمی‌گردانند. بله، وقتى که اقبال از او ادبار کرد، این‌ها هم ادبار می‌کنند. نه، اینجور نباشد؛ در همه‌ى حالاتِ برادرش به او کمک کند و نیکى کند.

 

 

 

ساعت ٢۵
ندایی آسمانی: بنده من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا! خسته ام! نمی توانم.
- بنده من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
- خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
- بنده من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان!
- خدایا! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟
- بنده من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله.
- من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
- در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم...
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد !
ندای آسمانی: ملائکه! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده است...
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم، اما باز خوابید.
خدا: ملائکه من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست.
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
ندای آسمانی: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود.
ملائکه: خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...بنده عزیزم....تو، هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا می دهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صدها خدا

 

 

: ( قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اخْتَبِرُوا إِخْوَانَکُمْ بِخَصْلَتَینِ فَإِنْ کَانَتَا فِیهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَةٍ عَلَى الصَّلَوَاتِ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیسْر) - شافی، صفحه‌ 652-
فى الکافى، عن الصّادق (علیه‌السّلام):

پنج راه گریز از وسوسه های شیطان

1 - استعاذه؛ یعنی پناه بردن به خداوند از شر شیطان و گفتن " أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم".
انسان وقتی خدا را شناخت و دریافت که خدا هم قدرت بی پایان دارد و هم نسبت به انسان از پدر و مادرش مهربان تر است،‌ و با این احساس از شر شیطان به خدا پناه برد،‌ خداوند نجاتش می دهد و دماغ شیطان را به خاک می مالد.
قرآن می فرماید:‌ " و أما نیزغنّک من الشیطان نزغٌ فاستعذ بالله إنّه سمیع علیم؛ اگر انگیزش و وسوسه ای از شیطان تو را برانگیزد،‌ پس به خدا پناهنده شو که او شنوای دانا است".
2 -  بسم الله گفتن؛ مداومت به گفتن بسم الله در آغاز هر کاری به انسان القا می کند که استعانت فقط به درگاه خدا شایسته است،‌ و در هیچ امری غیر حق دخیل نیست. طبیعی است وقتی چنین عمل کند، دیگر جایی برای وساوس شیطان لعین باقی نمی ماند. رسول خدا(ص) فرمود: "وقتی سفرة غذا را می گسترانند، چهار هزار فرشته دور آن جمع می شوند. اگر بنده " بسم الله الرحمن الرحیم" گفت،‌فرشتگان می گویند: خدا بر شما و غذایتان برکت فرستد و به شیطان خطاب می کنند که بیرون رو، ای فاسق، تو را بر ایشان سلطنتی نیست. و اگر بسم الله نگفت فرشتکان به شیطان می گویند: بیا، ای فاسق و با این ها همغذا شو".
3 -  نماز، یکی از عوامل دفع و رفع شیطان که در مبارزه با او سلاح تیز و برّانی محسوب می شود نماز است.نماز اگر با آداب و شرایط آن اقامه شود، نمازگزار را به عالَم پاکی و قداست بالا برده و غُل و زنجیر دنیا و دام های شیطان را از پای او پاره می کند. قرآن می فرماید: "با نماز و روزه از خدا طلب یاری کنید".
4 -  روزه؛ روزة حقیقی باعث می شود وسوسه و نیزنگ های شیطان از مملکت دل بیرون رود.
روزی پیامبر(ص) به یاران خود فرمود: آیا شما را به چیزی آگاه نکنم که اگر شما آن را انجام دهید،‌ شیطان از شما دور می گردد، همچون دوری شرق از غرب؟ عرض کردند:‌ بله یارسول الله. حضرت فرمود: روزه. روزه صورت شیطان را سیاه می کند.
5 -  استغفار و توبه: وقتی انسان از کارهای زشت و خلاف خویش توبه کندو از خداوند بخواهد که گناهانش را بیامرزد و تصمیم بگیرد که دیگر گناه نکند،‌ ضربة‌ بزرگی بر شیطان وارد می شود. پیامبر(ص) فرمود: "ولاستغفار یقطع و تینه؛ طلب آمرزش و بخشش از خدا رگ دل شیطان را قطع کرده و بند دلش را پاره می کند".

حجت الاسلام و المسلمین حسین انصاریان

 

مردهایی که جلوی همسر و فرزندانشان سیگار می کشند  ، مگر نمی دانند که زن و بچه هایشان از دست آنها چه می کشند ؟

 

در روایت دارد که پیرمرد عابدی از بنی‌اسرائیل در حال نماز خواندن بود که زمین دهن باز کرد و او را بلعید و تا ابد گرفتار عذاب الهی شد. علتش چه بود؟ خیلی به نماز مقیّد بود. وقتی سرِ نماز ایستاده بود، دید دو تا بچه خروسی را گرفته‌اند، و دارند شکنجه‌اش می‌کنند، پرهایش را می‌کنند. او متوجه شد اما نرفت بچه‌ها را از این کار نهی کند، و به عبادت و نمازش ادامه داد. خدا هم به زمین دستور داد که او را فرو ببرد. همان‌جا در حال نماز، زمین بلعیدش. (کَانَ رَجُلٌ شَیْخٌ نَاسِکٌ یَعْبُدُ اللَّهَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ، فَبَیْنَا هُوَ یُصَلِّی وَ هُوَ فِی عِبَادَتِهِ، إِذْ بَصُرَ بِغُلَامَیْنِ صَبِیَّیْنِ، قَدْ أَخَذَا دِیکاً وَ هُمَا یَنْتِفَانِ رِیشَهُ. فَأَقْبَلَ عَلَى مَا هُوَ فِیهِ مِنَ الْعِبَادَةِ، وَ لَمْ یَنْهَهُمَا عَنْ ذَلِکَ. فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى الْأَرْضِ أَنْ سِیخِی بِعَبْدِی. فَسَاخَتْ بِهِ الْأَرْضُ. فَهُوَ یَهْوِی فِی الدُّرْدُورِ أَبَدَ الْآبِدِینَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِین؛ امالی شیخ طوسی، ص 669).

چرا خداوند آن پیرمرد عابد را نابود کرد؟ خدا می‌خواهد بفرماید: بله، نماز خوب است. ولی من بعضی وقت‌ها یک دفعه‌ای یک دستور دیگر وسط نمازت بهت می‌دهم، باید انعطاف‌پذیر باشی و در مقدرات ویژه‌ای که برایت پدید می‌آید و تکالیف ویژه‌ای که برایت تعریف می‌شود، بتوانی آدم خوب انعطاف‌پذیری باشی. ارزش انعطاف‌پذیری‌ات از خوب بودنت در اجرای وظائف عادی بالاتر است.

یک آقا پسر یا دختر خانمی  متدین شده، و تصمیم گرفته دیگر همیشه تعقیبات نماز را بخواند. ثواب تسبیحات حضرت زهرا را فهمیده، تصمیم گرفته دیگر هیچ‌وقت رها نکند. همان اوایلی که خیلی هم انگیزه دارد، یک دفعه‌ای مامانش صدا می‌زند: پسر! بیا این کار را برای من انجام بده. (ممکن است مادرش هم دستور بی‌خودی داده باشد و بی‌خودی عجله می‌کند. فوری نیست، اگر بعداً انجام شود، طوری نمی‌شود.) به مادرش می‌گوید: «صبر کن بگذار من این تسبیحم را بگویم.» تمام شد، انعطاف‌پذیری نیستی

آقای جوادی آملی هم در یکی از نمازجمعه‌های بعد از این جریان فتنه اشاره‌ای کردند، فرمودند: «قانون درست است که گوشه‌ای از مشکلات را حل می‌کند اما قانون‌شناسِ عادل مجری قانون که ولیّ فقیه است باعث ناامیدی بیگانه است. چرا در آغاز سورۀ مبارکۀ «مائده» نفرمود خود قرآن باعث می‌شود که دیگران ناامید بشوند؟ ... داشتِ یک فقیه جامع‌الشرائط مایه یأس بیگانه است؛ ... «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ» نه با آمدنِ قرآن.» (خطبه نماز جمعه جوادی آملی در تاریخ 5/4/88 ؛ سایت esra.ir)
ما دو تا قانون داریم، یکی قانون ثابت یکی قانون سیّال. قانون سیّال امر ولایت است. ولایت میزان انعطاف‌پذیری انسان در شرایط گوناگون را امتحان می‌کند. فرقی هم در این امتحان بین ولایت معصوم و غیرمعصوم نیست. ولایت این کارکرد را دارد، این امتحان را هم می‌گیرد، آن آداب را هم اقتضا می‌کند. حداقل فعلا نمی‌خواهیم سرِ تفاوتش بحث کنیم.

خوبی‌ها زیاد هستند، ولی آدم شروع می‌کند خودش را تطبیق می‌دهد به بعضی از خوبی‌ها. کسی عادت کرده به صورت روتین و دائمی به قرآن احترام بگذارد. یک دفعه‌ای شرایط عوض می‌شود، دستور از ولایت علی‌بن ابیطالب ع می‌رسد: «آن قرآن‌ها را بزنید، قرآن ناطق من هستم.» اما یک عده‌ای بلند شدند گفتند: «نه! ما نمی‌توانیم قرآن را بزنیم. قرآن احترام دارد.» این خوب بودن دقیقا همان بد بودن است

برادرکشی خوب است یا بد است؟ بد است. کارهای خوب و بد خیلی داریم. تعقیبات نماز خواندن خوب است یا بد است؟ خوب است. ولی انعطاف‌پذیری اقتضا می‌کند در شرایط خاصی تعقیبات نماز را کنار بگذاری و بروی یک کار خوب دیگر انجام بدهی. آن کار خوب دیگر چیست؟ اطاعت از پدر و مادر.
برادرکشی هم بد است. اما در کوفه اینگونه شد که لازم شد مسلمانان به جنگ یکدیگر بروند.

یک نظر – معلم بچه هایمان هستیم ؟

یکی از مشکلات بزرگ ارثی بودن دین است دین به مانند ارث پدری به ما می رسد یعنی برای آن زحمتی نمی کشیم و چون پدر و مادر ما به این دین است ما هم میشویم مسلمان بدون هیچ تحقیق و یا پرسشی
وحال این را باید گفت که مسئولین به تنهایی مقصر نیستند بلکه خانواده ها سهم بیشتری دارند اگر بخواهم سخن در این مسئله آغاز کنم اتمامی نیست
فقط یک سئوال از تمام کسانی دارم که درگیر این موضوع هستند..........
شمایی که نمی توانید بر کارهای نا شایست خودحتی اینکه به نظر شما اندک باشد (غیبت-دروغ-تهمت-قضاوت زود هنگام و ................) کنترل ندارید و نمی توانید خود را تربیت کنید چگونه می خواهید بچه ای را تربیت کنید که دین شناس و درست باشد ؟
که می دانیم آنقدر درگیر مسائل روزانه هستید که فقط مثل پرندگان(به چیز دیگری شباهت ندادم که بهتون بر بخوره) فقط امنیت غذا و آسایش و کمی تربیت دنیوی را بر گردن میگیرید ...غافل از اینکه وقتی بچه شما در پای گیم نت – بلوتوث – ماهواره - اینترنت وکوچه وخیابان و ............... انقدر معلم دارد که تربیت شما در مقابل اینها چیزی نیست......................

 

 

آب پز نشوید         

اگر یک قورباغه تیزهوش وشاد رابردارید وداخل یک ظرف آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند؟
بیرون میپرد!درواقع قورباغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست وبایدبرود!
حالا اگر همین قورباغه یا یکی از فامیلهایش را بردارید وداخل یک ظرف آبسرد بیندازید وبعد ظرف را روی اجاق بگذارید وبتدریج به آن حرارت بدهید قورباغه چهکار می کند؟
استراحت میکند...چند دقیقه بعد به خودش می گوید:ظاهرا آب گرم شدهاست وتا چشم به هم بزنید یک قورباغه آب پز آماده است.
نتیجه اخلاقیداستان!
زندگی به تدریج اتفاق می افتد.ماهم می توانیم مثل قورباغه داستانمانابلهی کنیم و وقت را از دست بدهیم وناگهان ببینیم که کار از کار گذشته است .همه ماباید نسبت به جریانات زندگی مان آگاه وبیدار باشیم.
سوال؟
اگر فردا صبح ازخواب بیدار شوید وببینید که بیست کیلو چاق شده اید نگران نمی شوید؟
البته که میشوید!سراسیمه به بیمارستان تلفن می زنید :الو ،اورژانس ،کمک،کمک ،من چاق شده ام !
اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد، یک کیلو این ماه،یک کیلو ماه آیندهو...آیا بازهم همین عکس العمل را نشان می دهید؟نه!با بی خیالی از کنارش میگذرید.
برای کسانی که ورشکسته می شوند ،اضافه وزن می آورند یا طلاق میگیرند یاآخر ترم مشروط می شوند! این حوادث دفعتا اتفاق نمی افتد یک ذره امروز،یک ذره فردا

/ 0 نظر / 17 بازدید